تبليغاتX
html> سرزمین ما

سینه از اتش دل در غم جانانه بسوخت ....... اتشی بود در این خانه که کا شانه بسوخت

نیا یش داریوش بزرگ
|+| نوشته شده در  86/01/22 ساعت 3:50  توسط دارا  | 

نبرد ماراتن

 

                                              نبرد ماراتن 

به گفته هرودوت٬ پارسيان از يونانيان در نبرد ماراتن در سال ۴۹۰ ق.م شکست سختی خوردند. در اينجا ما با بررسی دقيق مدارک و شواهدات خواهيم دید تا چه حدی اين ادعا درست است.

 

از آنجايي که فقط گفته های هرودوت از زمان نبرد ماراتن باقی مانده اول بايد به گفته های هرودوت نگاه کرد٬ بدون اينکه کورکورانه ادعا های او پذيرفت. اينکه هرودوت از پارسيان متنفر بوده بر همگان روشن است.

 

نخست يونيان و مردم ارتری به سارد که جزو قلمرو پارس بود حمله ميکنند و معبد مقدس آنجا را  به آتش ميکشند. داريوش بزرگ تصميم به گوشمالی يونانیان ميگيرد. همچنين وقايع ديگری از جمله ربودن شاهزادگان و يا همسران نجيب زادگان پارسی به وسيله يونانيان به اين درگيری دامن ميزند.

 

داريوش بزرگ نخست دستور ساختن کشتی های بلندی را ميدهد که با آنها قادر به حمل اسب باشند. او آتيس و آرتافرن را به فرماندهی ۶۰۰ کشتی جنگی به سمت ارتری و يونان روانه ميکند. همينطور «‌ هيپ پياس » که فردی يونانی بود سپاه پارسيان را همراهی ميکند. ( اين هيپ پياس کسی بود که بعد از انقلاب آتن از يونان گريخته بود و در ليديه در پناه پارسيان زندگی ميکرد. او کسی بود که پارسيان را به حمله و تصرف يونان ترقيب ميکرد تا بدين وسيله خود بعد از پيروزی پارسيان قدرت را در يونان بدست بگيرد. او قول داده بود که در موقع حمله پارسيان به آتن مردم به هواخواهی او برميخيزند و او را به عنوان رهبر ميپزيرند.)

 

با اين اميد پارسيان به طرف يونان حرکت کردند. هيپ پياس سپاه پارسيان را به ساحل های ماراتن برد و پارسيان آماده نبرد شدند. سپاهيان یونان از آتن و ديگر قسمتهای يونان گرد آمدند. در ابتدا پارسيان موفق به پس زدن يونانيان در وسط سپاه شدند ولی قسمت راست و چپ سپاه يونان به کمک قوای ميانی آمدند و سپاه پارسيان را به طرف کشتيهای خود عقب راندند. 

 

در اين حال يونانيان موفق به نابودی يا گرفتن ۷ کشتی از جمع کلی  ۶۰۰ کشتی پارسيان  شدند و پارسيان با باقی مانده کشتيهای خود به دريا گريختند. بعد سربازی از آنجا تا آتن دويد تا مژده پيروزی يونانیان را برای مردم آتن ببرد و در اين راه جان داد.

 

در اينجا هرودوت نبرد ماراتن را  شکستی بزرگ برای پارسيان ترسيم ميکند. به گفته او ۶۰۰۰ سرباز پارسی و در مقابل فقط ۱۹۲ سرباز يونانی کشته ميشوند. به گفته هرودوت سپاه پارسيان از ۲۰۰۰۰۰ سرباز تشکيل شده بود. همينطور هرودوت در جای دیگر به نکته بسیار مهمی اشاره ميکند٬ او از سربازی يونانی حرف ميزند که در بلندترين نقطه جزيره « آت تيک » که به خيانت به بلند کردن سپر خود علامت خالی بودن آتن را  از سربازان يونان ميدهد. اين نکته مهمی است.

اين خلاصه ای از گفته های هرودوت از نبرد ماراتن بود که بعد از هرودوت تاريخ نويسان يونانی از حرفهای او استفاده کرده و با شاخ وبرگ دادن این داستان به دروغهای هرودوت اضافه کرده اند.

 

حالا٬ ما ميتوانیم بدون بررسی و تفکر حرفهای هرودوت را قبول کنيم  و يا به استفاده از خرد به بررسی شواهد در گفته های هرودوت بپردازيم و به واقعیت اين نبرد نزديکتر شويم. حقيقت مطلب اين است که نبرد ماراتن يک شکست برای پارسيان  نبود بلکه يک مانور حساب شده نظامی بود.

 

۱-    ۶۰۰ کشتی جنگی قادر به حمل ۲۰۰۰۰۰ سرباز نبوده است. هرودوت خودش در قسمت ديگری از کتاب خود در مورد توفانی دريايي حرف ميزند که ناوگان دريايي پارسيان  در سال ۴۹۲ ق.م٬  ۶۰۰ کشتی جنگی را از دست میدهد. در آن حادثه٬ به گفته هرودوت٬ ۲۰۰۰۰ سرباز کشته ميشود. پس نتيجه ميگيريم ۶۰۰ کشتی جنگی فقط ميتوانند در حدود ۲۰۰۰۰ سرباز حمل کنند و نه ۲۰۰۰۰۰ سرباز که هرودوت ادعا ميکند. همينطور ما بايد تعداد اسبها و غذا و مهمات و دیگر وسايل جنگی را در نظر بگيريم. محققان ديگری درباره تعداد سپاه پارسیان مينويسند:  گروندی  ۴۰۰۰۰ ٬  مونرو ۲۵۰۰۰ ٬  ادوار ماير ۲۰۰۰۰.

 

۲- داريوش بزرگ در آن زمان قدرتمندترين مرد آسيا و در اوج قدرت بود. مرد قدرتمند و توانايي چون درایوش هرگز برای فتح يونان با اين تعداد کم سپاه اقدام نميکند.

 

۳ – دشت ماراتن مکانی مناسب برای آغاز حمله نظامی نبوده. در حقيقت دشت ماراتن بسيار کوچک و تنگ به درازی ۹ کيلومتر و به پهنای ۲ کيلومتر بيشتر نیست. اين بسیار غير منطقی است که فرماندهان آگاه داريوش اقدام به لنگر انداختن در چنین مکانی برای  ۶۰۰ کشتی و پیاده کردن ۲۰۰۰۰۰ سرباز کنند.

 

۴ – چطور پارسيان قادر شدند تقريبا تمامی کشتی های خود را از آنجا نجات دهند٬ اگر آنها به قول هرودوت در حال فرار بودند؟ چطور پارسيان ميتوانند بدون دادن تلافات زياد از آنجا فرار کنند؟ منطق حکم میکند که پارسيان ميبايستی تعداد بسياری از کشتيهای خود را از دست ميدادند و نه فقظ ۷ کشتی. چطور اين  يک شکست کامل نظامی محسوب ميشود وقتی فقط ۷ کشتی از ۶۰۰ کشتی از دست داده ميشود؟

نکته مهم ديگر این است که سوار کردن آن همه سرباز و مهمات به کشتی ها احتیاج به نظم و آرامش دارد و اين در حاليکه سپاه در حال فرار و عقب نشينی است مقدور نيست. پس اين عقب نشينی تحت کنترل و حساب شده بوده.

 

واقعيت مطلب اين است که سپاه پارسيان دشت ماراتن را انتخاب کردنند تا  سپاه یونان را از آتن خارج کنند و بدین وسيله آتن را از سربازان یونانی خالی کنند. پارسيان روی قولهايي که هيپ پیاس داده بود تکيه ميکردند که مردم آتن وقتی شهر را خالی از سربازان يافتند قيام کرده و کنترل شهر را به دست گرفته و راه را برای پارسیان باز خواهند کرد..... ولی این اتقاق نيفتاد.

 

سربازی که در بلندی آت تيک با سپر خود علامت خالی بودن آتن را ميدهد خود نشان دهنده اين واقعيت است که پارسيان در صدد بيرون کشيدن سربازان يونانی از آتن بودند تا بدون جنگ آتن را تسخير کنند.

 

يک سرباز هيچوقت برای رساندن خبر خوب پيروزی جان خود را در اثر دويدن زياد از دست نمیدهد بلکه وحشت از حمله کشتی های پارسی به آتن است که او را وادار به رساندن هر چه سريعتر این خبر ميکند که در نهایت منجر به مرگ او ميشود.

 

چرا آتيس بعد از سوار شدن به کشتيها خود به شهر آتن حمله نکرد؟ شهر آتن خالی از سرباز بود. آتيس به روشنی این موقعيت را داشت که با ناوگان جنگی خود به آتن حمله کند ولی به نظر ميرسد که او نميخواسته تمام ناوگان جنگی پارسيان را به مخاطره بياندازد و با فقط ۲۰۰۰۰ سرباز و بدون پشتيبانی هواداران هيپ پياس به آتن حمله کند. اين نقشه ای نبود که پارسيان از ابتدا پي ريزی کرده بودند و با در نظر گرفتن ريسک موجود از ادامه حمله خودداری کردند.

 

 

|+| نوشته شده در  86/01/22 ساعت 2:42  توسط دارا  | 

کورش بزرگ زمانی گفته بود :

ای آدمی‌زاد،
هر که باشی و از هر جا که بیایی،
و از آن ِهر زمانی که باشی،
زیرا می‌دانم خواهی آمد،

من کورشم،
که برای پارسیان این کشور پهناور را ساخته‌ام،
پس به این مشت خاک،

که تن مرا پوشانده، رشگ مبر

هر کس آهنگ ویرانی آرامگاه مرا کند

اهورا مزدا او را نابود کند

کوروش پس از تاسیس یک حکومت بزرگ، شامل ممالک متمدن و نیرومند شرق نزدیک و میانه، و تامین حیثیت و افتخاری بزرگ برای خود و اعقاب خویش، در سال 520 قبل از میلاد پس از 70 سال عمر در کمال عزت و نیکنامی درگذشت. تقریبا" تمام مورخان و سیاحان و خاورشناسان از این مرد به نیکی یاد کرده اند

هرودوت کوروش را پدری مهربان و رئوف می داند که برای رفاه مردم کار می کرد. وی می نویسد : "کوروش پادشاهی بود ساده، جفا کش، بسیار عالی همت، شجاع و در فنون جنگ ماهر، که ایالت کوچک فارس را یک مملکت بزرگ نمود. مهربان بود و با رعایا سلکوک مشفقانه و پدرانه می نمود. بخشنده، خوشمزاج و مودب بود و از حالت رعیت آگاهی داشت

در جایی دیگر او را آقای تمام آسیا می خواند و می نویسد : "هنگام پادشاهی کوروش و کمبوجیه قانونی راجع به باج و مالیات وضع نگردیده بود، بلکه مردمان هدایا می آوردند. تحمیل باج و مالیات در زمان داریوش معمول گردید، لذا پارسیان می گفتند که داریوش تاجر، کمبوجیه آقا و کوروش پدر بود. اولین را به آن جهت که سود طلب بود، دومین را چون سختگیر و با نخوت بود و سومین (کوروش) را به واسطه اینکه ملایم و رئوف بود و همیشه خیر و خوبی ملت را هدف قرار می داد، پدر می خواندند

گزنفون می نویسد : "او سطوت و رعب خود را در تمام روی زمین انتشار داد، بطوری که همه را مات و مبهوت ساخت. حتی یکنفر هم جرات نداشت که از حکم او سرپیچی کند و نیز توانست دل مردمان را طوری برخود کند که همه میخواستند جز اراده او، کسی بر آنها حکومت نکند

همین مورخ در مطلبی دیگر می آورد که : "کوروش خوش قیافه، خوش اندام، جوینده دانش، بلند همت، با محبت و رحیم بود. شداید و رنج ها را متحمل می شد و حاضر بود با مشکلات مقابله کند ... کوروش دوست عالم انسانیت و طالب حکمت و قوی الاراده، راست و درست بود ... باید اذعان نمود که کوروش تنها یک فاتح چیره دست نبود، بلکه رهبری خردمند و واقع بین بود و برای ملت خود پدری مهربان و گرانمایه به شمار می رفت

ریچار فرای معتقد است که : "یک صفت دوران حکومت کوروش همانا اشتیاق به فراخوی ها و سنت های مردم فرودست و فرمانبر شاهنشاهی و سپاسداری دین و رسم های ایشان و میل به آفریدن یک شاهنشاهی آمیخته و بی تعصب بود. صفت دیگرش ادامه سازمانها و سنت های شاهان گذشته یعنی مادها بود. با این تفاوت که فقط کوروش جانشین استیاک گشته بود. چرا که بیگانگان شاهنشاهی هخامنشیان را همان شاهنشاهی مادی و پارسی می دانستند

همچنین خاورشناسان بسیار دیگری راجع به کوروش نظر داده اند که بیان همه آنها خارج از حوصله این مطلب است. در اینجا به یک نکته مهم می پردازیم و آن اینکه مولانا ابولکلام آزاد، ضمن تفسیر چند آیه از سوره کهف معتقد است که ذولقرنین در آیات قرآنی اشاره به همان کوروش هخامنشی است

نکته جالب دیگر آنکه در آرامگاه کوروش کبیر این عبارت نوشته شده است : ای انسان هر که باشی و از هر کجا که بیایی، زیرا که می دانم خواهی آمد، من کوروش هستم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کردم. پس بدین مشتی خاک که تن من را می پوشاند رشک مبر

پلوتارک از دیگر مورخین در این باره می نویسد که : اسکندر پس از حمله و خواندن این جملات بسیار متاثر شد و چون دید که درب آرامگاه کوروش را گشوده اند و تمام اشیاء گرانبهایی را که با او دفن شده است ربوده اند، دستور داد تا مرتکب را بکشند

امپراتوری ایران

 

|+| نوشته شده در  86/01/22 ساعت 2:5  توسط دارا  | 

نا گفته های تاريخ کهن ايران

نا گفته های تاريخ کهن ايران

  آيا ميدانيد :اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند

 آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده است 

 آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند

  آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند

 آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند

 آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتاده اند

  آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده

  آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد

  آيا ميدانيد :  كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد  كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد

  آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم  فن و هنر ساخته شد

  آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد ساخت ، ساخته شد

آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد

  آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و به جاي عذر خواهي فرعون مصر از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود و به همين دليل كمبوجيه با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . و به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود

  آيا ميدانيد :  داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند برگذيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد

  آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را  اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بداند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگذين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت .  ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد

  آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 – 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد

   آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي  شاه بابل بود آزاد كرد

  آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراي بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت

  آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ۶۵ سال به طول انجاميد

  آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن – كره – عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند

 آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق همراه بوده است

 آيا ميدانيد :  تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون”  بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است

  آيا ميدانيد :  داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گذاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند

  آيا ميدانيد :  داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاك – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد

  آيا ميدانيد :  اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد

 آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد

   آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد

  آيا ميدانيد :  در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را برا جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت

 داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم

آيا ميدانيد آئين زرتشت نخستين انقلاب انسانگرايی و آزاديخواهی در تاريخ بود. تمام نوشتارهای تاريخی نشان ميدهد که چه اندازه اين انقلاب جهان را به پيش کشاند و چه اندازه بر فرهنگ جهانی تاثير گزاشت .


آيا ميدانيد « تحولی که زرتشت در فرهنگ ايران به وجود آورد زنهای ايرانی را در تمام زمينه ها هم تراز مردان کرد و زنها از چنان آزادی برخوردار شدند که مانند آنرا در هيچ جايی از دنيای باستان نميتوان يافت. درآن زمان يونانيها با زنان خود مانند برده رفتار ميکردند و ارستو ميگفت زن نميتواند روح داشته باشد.
 
پل دو بروی: تاريخ فلسفه زرتشت، پاريس 1984 رويه 110


آيا ميدانيد هيچ صفحه ا ی از کتابهای تاريخ نميتواند گواه دهد که يک نفر بزور به انديشه زرتشت وارد شده باشد. اگر جز اين بود زمانی که ايرانيان امپراتوری جهانی درست کرده بودند، يونان و هند و مصر و تمام خاور ميانه و نيمی از آفريقا زرتشتی شده بودند. ( پل دو بروی: تاريخ فلسفه زرتشت، پاريس 1984 رويه 114)

آيا ميدانيد در فرمان آزادی کورش (قانون حقوق بشر). که 2541 سال پيش با خط ميخی روی استوانه بزرگی نوشته شده و امروز در موزه لندن است، اين جمله ها آمده اند0 « انسانها آزادند که هر خدايی را که دلخواه آنها است بپرستند، آنها آزادند که در کشور دلخواه خويش زندگی کنند، همگی بايد در آرامش و صلح زندگی نمايند.....». ( و. ايلرز : ترجمه استوانه کورش از خط ميخی، 1974 : ي. کيله: تفسير نوشتار استوانه کورش، 1973 ) .


آيا ميدانيد پس از آزادی يهوديان از اسارت بابل بوسيله کوروش بزرگ، ساختن معبد اورشليم بوسيله داريوش و جمع آوری تورات بوسيله خشايارشاه، سه پادشاه زرتشتی ايران، پيامبران يهودی همچون ايسايی، ژرمی، ازقيل ودانيل، کورش بزرگ را در تورات « فرستاده خدا و پيام آور آزادی» خواندند. (ژرار ايزرايل: کورش بزرگ، پاريس 1987)

|+| نوشته شده در  86/01/22 ساعت 1:53  توسط دارا  |