برای پی بردن به احمق بودن پور پیرا روی ادامه مطلب زیرکلیک کنید.
هر چند که بیسواد و احمق بودن او بر کسی پوشیده نیست و خود او ودار دسته اش از اینکه
مورد توجه قرار می گیرند لذت برده و دچار حس خود بزرگ بینی می شوند.
این مطالب جهت اشکار شدن حقایق می باشد. زیرا ان بیسواد ( به گفته خو دش) در حدی
نمی باشد که به نقد گفته هایش بپر دازیم.
منبع مطالب www.azargoshnasp.net
ادامه مطلب
اهمیت پرچم ایران باستان در جنگ ها
به گزارش حیات ،1584 سال پیش در تاریخ 12 می سال 420 میلادی تئودوسیوس دوم امپراتور روم در آخرین دیدار خود با افسران واحدهای ارتش این کشور که عازم جنگ با ایران بودند به آنان توصیه کرد که پس از رو به رو شدن دو ارتش و آغاز زد و خورد، بهترین هنگ رومی را مأمور تصرف پرچم ایران کنند و تأکید کرد که با تصرف پرچم، سربازان ایران روحیه خود را از دست خواهند داد که عاملی مهم به سود ما است.
مورخ ارتش روم که در این جلسه حضور داشت و نیز ناظر صحنه های جنگ ایران و روم بود که دو سال طول کشید، نوشته است که در جریان جنگ، نیروهای رومی بارها کوشیدند تا پرچم ایران را به دست آورند، ولی موفق نشدند. پرچم ملی ایران باستان تنها یک بار تصرف شد و آن در جریان جنگ قادسیه در سال 637 میلادی بود.
او نوشته است، پرچم ایران( درفش کاویان ) هفت متر در پنج متر ( اندازه ها به متر تبدیل شدند)است علامت برجسته پرچم با نخ های سیم و زر و گوهرهای گرانبها (یاقوت و...) دوخته شده و اشعه آفتاب را تا مسافتی دور منعکس می کند. این پرچم در جریان جنگ روی یک تپه یا زمین مرتفع قرار داده می شود و سه ردیف سرباز نیزه دار بلند قامت دایره وار از آن محافظت می کنند.
منبع سایت حیات
قسمت اول
ابواسحق ابراهيم اصطخري جغرافي دان نامدار سال 300 هجري در کتاب مشهور مسالک ممالک پيرامون آذربايجان ميگويد
بزرگترين شهر در آذربايگان اردويل ( اردبيل ) است و مقدار دو بهر فرسنگي داراز و پهنا دارد . ديوارهاي بلند دارد با چهار دروازه و جايي است پر نعمت . روستا دارد و در دو فرسنگي آن کوهي عظيم است به نام سبلان . تابستان و زمستان برف از آن خالي نمي باشد . مرغه ( مراغه ) چند اردويل بود . در قديم آنرا ساختماهاي عظيم بوده . اين شهر را ابن ابي الساج فرمانده عرب ويران کرد . ارميه ( اروميه ) شهري است پر نعمت و ارزان قيمت . بر کناره دريا نزهت گاه بسيار دارد . بردع از ديگر شهرهاي آذربايگان است که فندق اش به از فندق سمرقند است . ارميه ( اروميه ) بيشتر به دين ترسايي هستند . رودهاي کر و ارس و اسفيد رودکي ميان اردبيل و زنگان ( زنجان ) قرار دارد . به آذربايگان دريايي است که آنرا ارميه خوانند . آبي شور دارد و در او هيچ جانداري نباشد . گويند سگ آبي در آن باشد . گرد تا گرد آن دريا همه عمارت است از اين دريا تا مراغه سه فرسنگ راه مي باشد . درازاي اين دريا پنج روز راه است حدود آذربايگان از تارم است تا زنگان - تا دينور - تا حلوان - شهر زور تا دجله . در اين اقيلم ( آذربايجان ) پادشاهان بزرگ چون "شروانشاه" بوده اند . شهري است سردسير . حدود اين شهر زبانها همگي "تازي و پارسي و ارمني" است . نواحي بردع زبانهاي مختلفي گويش ميکنند . اردبيل سنگي دارد همچون سنگ ولايات پارس . يک نوع سنگ بزرگ به وزن يک من هزار و چهل درم و ديگري کوچک سنگ بيضا يک من و هشتصد درمسنگ
آذربايجان در لغت نامه ها
در فرهنگ نامه عميد از آذربايجان به نام اصلي اش آذرآبادگان نام برده است و نوشته شده است که اين شهر در معني محل آتش و نگهبان آتش است که بيشتر بزرگان و پادشاه هان ايران در آنجا تاج گذاري ميکرده اند
آذربايجان موطن اصلي اشو زرتشت پيامبر ايران است که در زبان پهلوي آتورپاتکان بوده است که آنهم از آتورپات گرفته شده است به معني نگهبان آتش . تاريخچه آن به هزاران سال پيش بازميگردد . به پيش از شاهنشاهي هخامنشيان . اين شهر يکي از هفت اقليم ايران زمين در زمان پيشداديان و کيانيان است . فريدون آن را به ايرج داد . دگير اقليمهاي ايران عبارت است از : عراقين - پارس - خراسان - قفقاز - حجاز - يمن و . . . معروف ترين اثر باستاني جهاني آذرآبادگان آتشکده آذرگشنسب است که تاريخ آن به بيش از 2500 سال باز ميگردد . کوه معروف اين شهر اسنوند است . گنجک از شهرهاي بسيار مهم اين منطقه است که با شيز يکجا بوده است . شيز يا گنجک شهري بسيار مهم بوده است که پادشاهان ايراني براي زيارت به آنجا ميرفتند . اين محل بعدها قلعه اشکاني تيب ارمائيس ناميده شد و در پس از اسلام به تخت سليمان تغيير نام گرفت . اين نام را مردمان بومي به روي آتشکده آذر گشنسب دادند تا آنرا به حضرت سليمان نسبت دهند تا از تخريب آن توسط سپاه اسلام جلوگيري کنند . در دوره ساساني بدليل اهميت آذربايجان يکي از مرزبانان بزرگ دولت ساساني براي محافظت از آن مامور آنجا گشت و در اواخر دوره ساساني محافظت از آذربايجان به دست خاندان فرخ قرار ميگيرد .
کجا رفتند ايران پرستان ؟
خوش آن روزگار همايون ما
خوش آن بخت پيروز و ميمون ما
کجا رفت هوشنگ و کو زرتشت؟
کجا رفت جمشيد فرخ سرشت؟ کجا رفت آن کاوياني درفش؟کجا رفت آن تيغهاي بنفش؟
کجا رفت آن کاوه نامدار؟
کجا شد فريدون والا تبار؟
کجا شد هخامني کجا شد مدي؟
کجا رفت آن فره ايزدي؟
کجا رفت آن کورش دادگر؟
کجا رفت کمبوجي نامور؟
کجا رفت آن داريوش دلير؟
کجا رفت داراي بن اردشير؟
دليران ايران کجا رفته اند؟
که آرايش ملک بنهفته اند
بزرگان که در زير خاک اندراند
بيايند و بر خاک ما بگذرند
بپرسند از ايندر که ايران کجاست؟
همان مرز و بوم دليران کجاست؟
بينند که اينجاي مانده تهي
ز اورنگ و ديهيم شاهنشاهي
شادروان ملک الشعرا بهار

