در ماه تير هنگامي که روز تير فرا مي رسد ( 10 تير ) ايرانيان
جشن تيرگان را برگزار مينمايند . اين جشن مانند تمام جشنها در نزد ايرانيان فلسفه اي تاريخي و ملي دارد که باعث افتخار هر ايراني ميگردد . طبق اسناد تاريخي و شاهنامه فردوسي هنگامي خاک زيادي از ايران در زمان پادشاهي منوچهر توسط تورانيان اشغال شده بود جنگي بين اين دو کشور درگرفته که مدتها به طول انجاميد و در نهايت هر دو طرف تصميم به صلح مينمايند که قرار صلح بر اين ميشود که مرز ايران و توران توسط يک تير مشخص گردد . و از آنجا که در زمان منو چهر شاه کسي جر آرش کمانيگر برتر و شايسته تر از بقيه نبود مسئوليت آن را بر عهده آرش مينهند و او بر فراز کوه دماوند رفته و با تمام نيرو و حس وطن پرستي تيري را رها ميکند که در کنار رود جيحون بر روي درختي مينشيند و آنجا مرز ايران و توران ميگردد . گفته شده است که بعد از پرتاب تير آرش فوت ميشود و به جهت وطن پرستي و حس ايران دوستي اش به تاريخ مي پيوند به طوري که هنوز بعد از گذشت ساليان دراز آرش را مردم يکي از قهرمانان ايران ميدانند .از جمله مراسمی که در این روز انجام میدهند، مراسم ابریزان است که دلیل آن یکی ارج نهادن به ایزد تشتر و باران توسط ایرانیان و دیگری اشاره ای به بارانی که پس از مدتها در دوران ساسانیان در این روز در ایران باریدن گرفته است و به همین دلیل تیرگان را جشن باران نیز مینامند. تیرگان با نامهایی دیگر توسط برخی دیگر از مردم غیر زرتشتی استانهای کشور نیز با سنتهایی متنوع انجام میگیرد.
منتشر شد
هزارههاى پرشكوه
)نقدى بر آثار ناصر پورپيرار(
نوشتهى داريوش احمدى
ناشر: مؤسسهي فرهنگي – انتشاراتي گرگان
شمارگان: 5000
تاريخ چاپ: 1384
فهرست مطالب:
بخش يكم: هخامنشيان
1-1- كليات
2-1- داريوش بزرگ؛ شاه مردمان بسيار يا مُردگان بسيار؟!
3-1- پيشينهشناسى اصطلاح آريا
4-1- پيشينهشناسى نام پارس
بخش دوم: اشكانيان
1-2- كليات
2-2- تبارشناسى اشكانيان
3-2- زبانشناسى اشكانيان
بخش سوم: پيوست
1-3- فردوسى
بخشى از پيشگفتار كتاب
در آغاز، اين اربابان ايدئولژي ماركسيسم-لنينيسم در شوروي سابق بودند كه از اوايل قرن بيستم تا ميانههاي آن، در تلاش براي افزايش و گسترش منافع و مرزهاي خويش، در فراسوي خاك خود، به ترويج ايدئولژيهاي قومپرستانه و قومسازانه روي آوردند تا بدين وسيله، با تجزيهي ملتهاي واحد به انبوهي از قومهاي منفرد و جداگانه، كه خلقهاي به اصطلاح آزاد خوانده ميشدند، و آوردن اين تودههاي اقماري به زير يوغ شوروي و كمونيسم، كه گويي آزادي و رهايي را براي آنان به ارمغان آورده بود، اردوي خويش را بزرگتر و گستردهتر سازند و منابع انساني و اقتصادي نامحدود و رايگاني را براي استواري پايههاي خود و نيز ستيزههاي پيدا و پنهان خويش با بلوك غرب، فراهم آوردند.
اما اينك در قرن بيست و يكم، نو-استعمارگران جهان غرب، در تلاش براي ايجاد «دموكراسيهاي موزاييكي»، يعني پديد آوردن كشورهايي خُرد، ناتوان، به ظاهر دموكراتيك، و كاملاً وابسته به غرب، از طريق فروپاشاندن كشورهاي بزرگ و توانمندِ چند-فرهنگي، به گونهاي ديگر، به احيا و تحريك و تقويت جريانات قومپرست و تجزيهطلب (مانند پانتركيسم و پانعربيسم) روي آوردهاند.
در همين چارچوب، افراد و گروهكهاي قومپرست داخلي، كه رسانههاي گوناگوني را در اختيار دارند، با تضعيف، بل كه تخريب هويت ايراني از طريق تحريف و مخدوشسازي تاريخ و تاريخسازان پرافتخار ايران، و جعل و خلقِ مفهوم قوميت براي فرهنگهاي محلي ايران و رويارو ساختن آنان با يكديگر، و با داشتن گفتماني نژادپرستانه، تخيلگرايانه، و پرخاشجويانه، يكسره و پيوسته در تلاش و تكاپو براي فروپاشاندن وحدت و يكپارچگي ملي و تماميت ارضي ايران و ايجاد حكومتهايي به اصطلاح خودمختار و يا الحاق آنها به برخي كشورهاي همسايهاند.
در طول چند سال اخير، ظهور نويسندگاني كه پيوسته و هدفمند، با استفاده از ادبياتي كه در آن نژادپرستي و ميهنستيزي رشد فزايندهاي دارد، به انكار و تخريب ريشههاي تمدن و فرهنگ و هويت كهن و اصيل ايراني روي آوردهاند، ابعاد عظيم توطئهي بيگانگان جهت لطمه زدن به كشور و ملت ايران، و ضرورت مقابلهي بنيادين با چنين تحركات مخربي را بيش از پيش آشكار و نمايان ميسازد.
از سال 1379 بدين سو، نويسندهاي به نام ناصر پورپيرار، با انتشار مجموعه كتابهايي با نام كلي «تأملي در بنيان تاريخ ايران» و از سال 1382 با راه اندازي وبلاگي بر روي شبكهي اينترنت، گفتمان كمابيش جديد و بيسابقهاي را طرح و ترويج نمود كه هدف و نتيجهي آن، تحريف و تخريب تاريخ و تمدن ايران، تحسين و تجليل قوم عرب، و رويارو ساختن مليت و مذهب بوده است.
وي با بهرهگيري از ادبيات و لحني يكسره پرخاشگرانه، موهن و خودپرستانه، و با كاربرد داستانپردازي، اوهامبافي و دروغسازي، در نگارش آثار خود، به انكار كامل فرهنگ و تمدن پربار ايران باستان و تهي انگاشتن آن از هر گونه دستآورد و افتخاري، و تخريب چهرهي شخصيتهاي تاريخي و علمي ايران پرداخته و باور جهاني موجود دربارهي پيشينههاي غني فرهنگي و تمدني ايران را توهمي القا شده از سوي يهوديان و حاصل توطئههاي سازمان يافته و ديرينهي صاحبان كليسا و كنيسه قلمداد كرده است.
كتاب حاضر، با اتكا به اصول و شيوههاي علمي، به سادگي و وضوح نشان داده است نظرياتي كه ناصر پورپيرار دربارهي تاريخ و تمدن و فرهنگ ايران پراكنده ساخته، در حدي وصفناپذير و شگفتانگيز، نامستدل و نامستند، متناقض، بيبنيان و خودساخته، آكنده از تخيلات و توهمات شخصي، و مبتني بر انديشهها و پيشفرضهاي قومپرستانه است.
اين كتاب آشكار خواهد ساخت، همهي هزارههايي كه تاريخ ايران پشت سر نهاده است، يكسره و پيوسته، پرشكوه، درخشان، و افتخارآفرين بوده و هر گونه تلاش و تكاپويي براي مخدوشسازي اين هزارههاي شكوهمند، باطل و محكوم به شكست است.
«هزارههاي پرشكوه»، در كنار برآوردن اين هدف، كوشيده است تا با ارائهي جديدترين دانستهها و رهيافتهاي تاريخي، باستانشناسي و زبانشناسي، كه در داخل ايران چندان دستياب نيست، دستمايهها و مواد و منابع بايسته و بسنده را براي پژوهشگران و علاقهمندانِ حقيقتجويِ تاريخ و فرهنگ ايران، فراهم آورد.

