حسين شريعتمداري در یادداشت روز کیهان نوشت: پنجشنبه هفته گذشته وزراي خارجه، دفاع و امنيتي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس در پايان اجلاس سه روزه خود در رياض، بار ديگر ـ و به روال چند ساله اخير ـ با صدور بيانيهاي از ادعاي مالكيت امارات متحده عربي بر جزاير سه گانه تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي حمايت كردند و از جمهوري اسلامي ايران خواستند از طريق مذاكره به اختلافات موجود درباره مالكيت اين سه جزيره پايان دهد!
كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس ـ عربستان، كويت، امارات عربي متحده، بحرين، قطر و عمان ـ كه سابقه تشكيل هيچيك از آنها به 100سال نمي رسد، به خوبي از حاكميت قطعي ايران بر جزاير سه گانه و اسناد اين حاكميت بلامنازع باخبرند و حتي در دورترين افقهاي ذهن خويش هم نميتوانند تصور روزي را داشته باشند كه اين حاكميت كمترين خدشه اي پيدا كند، بنابراين انگيزه آنها از تكرار اين ادعاي واهي و بي اساس هرچه باشد، احتمال خروج اين سه جزيره از حاكميت ايران نيست. پس ماجرا چيست؟
براي پاسخ به اين سؤال، ابتدا بايد به اسنادي كه حاكميت قطعي ايران بر جزاير سه گانه را نشان مي دهد اشاره كرد:
1- علاوه بر نقشههاي متعددي كه از دوران يونان باستان ـ قبل از ميلاد مسيح ـ برجاي مانده و در آنها از تمامي جزاير خليج فارس با عنوان بخشي از سرزمين ايران ياد شده است، در سده هاي اخير نيز تمامي نقشه هاي رسمي كه از سوي كشورهايي نظير انگلستان، فرانسه، روسيه، پرتغال، اسپانيا و... تهيه شده و به عنوان اسناد رسمي نگهداري ميشوند، جزاير خليج فارس ـ از جمله سه جزيره تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي ـ را بخشي از خاك ايران دانستهاند. از جمله دولت انگليس كه بيش از دو سده در منطقه حضور داشته و در مواردي نيز با دولت هاي وقت ايران درگير بوده است، در مجموع 23نقشه رسمي از منطقه تهيه كرده كه در تمامي آنها- بدون استثناء- جزاير سه گانه متعلق به ايران است.
2- در سال 1830كاپيتان جي.بي.بروكس GBBRUCKS از سوي كمپاني هند شرقي ـ وابسته به دولت استعماري انگليس ـ نقشه اي رنگي از خليج فارس تهيه مي كند. در اين نقشه رنگي كه نسخه هايي از آن در وزارت خارجه انگليس و مخزن اسناد سازمان ملل متحد نگهداري مي شود، 3 جزيره تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي به رنگ خاك ايران ترسيم شده است. كاپيتان بروكس نزديك به 12 سال براي تهيه اين نقشه در منطقه خليج فارس بود.
3- در سال 1835 «ساموئل هنل» از سوي دولت انگليس مامور تعيين حدود كشورها در خليج فارس ميشود. هنل در نقشه خود يك خط فرضي در آبهاي خليج فارس ترسيم ميكند كه جزاير سهگانه در قسمت فوقاني ـ شمالي ـ اين خط فرضي قرار داشته و متعلق به ايران دانسته شده است.
4- در ژانويه سال بعد ـ 1836 ـ سرگرد «موريسن» جانشين ساموئل هنل، ماموريت او را پي ميگيرد و پس از مذاكره با شيوخ خليج فارس نقشه اي كه به تاييد آنها رسيده بود را تهيه مي كند. در اين نقشه، جزاير سه گانه در عمق بيشتري از قلمرو ايران قرار گرفته است.
5- در سال 1881 نيروي دريايي انگليس بار ديگر نقشهاي از منطقه خليج فارس تهيه ميكند كه در آن جزاير سهگانه و خاك ايران، رنگ مشتركي دارند.
6- در سال 1886 دايره اطلاعات دولت انگليس نقشه ايران را با رنگ يكسان جزاير و خاك ايران تهيه كرده و در 12 ژوئن همان سال اين نقشه از سوي وزير مختار انگليس در تهران به ناصرالدين شاه تحويل مي شود.
7- در سال 1908، دولت ايران امتياز استخراج خاك سرخ ـ سنگ آهن ـ ابوموسي را به ونگهاوس آلماني مي دهد كه دولت انگليس به دليل تيرگي روابط خود با آلمان، به ايران اعتراض مي كند، دولت انگليس در اعتراض خود خواهان كسب امتياز استخراج خاك سرخ براي شركتهاي انگليسي است يعني تاكيد بر حاكميت ايران...
و از دهها سند ديگر، از جمله احكامي كه دولتهاي وقت ايران براي انتصاب حكام ـ استانداران ـ خود در بندرلنگه ـ كه شبه جزيره ياد شده بخشي از آن بوده است ـ صرف نظر مي كنيم.
8- اصليترين ـ و تنهاترين ـ سندي كه امارات براي اثبات ادعاي خود ارائه ميكند، نامهاي است كه شيخ يوسف فرماندار ايراني بندرلنگه در سال 1882 به شيخ حميد القاسمي حاكم راس الخيمه مي نويسد و در آن به عنوان تعارف و ابراز ادب- كه آن هنگام بسيار متداول بوده و در بسياري از نامه هاي مشابه ديده مي شود- نوشته بود؛ ابوموسي از آن شماست (يعني در خدمت شما هستيم!)
نكته درخور توجه اين كه شيخ يوسف در ادامه همين نامه خطاب به حاكم راس الخيمه مينويسد «بلد لنجه بلدكم» يعني شهر بندرلنگه هم شهر شماست و عجيب آن كه اماراتيها وقتي به اين نامه استناد ميكنند جمله اخير را كه به وضوح نشان ميدهد جمله قبلي فقط يك تعارف بوده است، حذف ميكنند!
9- در حقوق بينالملل و قوانين مربوط به مرزها و سرزمينها، حاكميت يك كشور بر يك منطقه از چند راه به اثبات مي رسد. از جمله «مالكيت تاريخي»، حاكميت موثر- يعني افراشته بودن پرچم، نصب حكام، حضور نيروي نظامي و...- كه تمامي اين ملاك ها و معيارهاي حقوقي از حاكميت قطعي ايران بر جزاير سه گانه حكايت دارند.
10- در ميان كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، همراهي بحرين با ساير كشورهاي عضو حساب جداگانه اي دارد، زيرا بحرين بخشي از خاك ايران بوده است كه در جريان يك زد و بند غيرقانوني ميان شاه معدوم و دولتهاي آمريكا و انگليس از ايران جدا شده است و امروزه اصليترين خواسته مردم بحرين بازگشت اين استان جدا شده از ايران به سرزمين اصلي و مادري آن، يعني ايران اسلامي است و بديهي است كه اين حق مسلم ايران و مردم استان جدا شده آن نبايد و نمي تواند ناديده گرفته شود.
11- و اكنون با توجه به اسناد ياد شده كه از حاكميت قطعي و بلامنازع ايران بر جزاير سهگانه حكايت ميكند، بايد به اين پرسش بازگشت كه انگيزه اصلي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس از طرح ادعاي واهي حاكميت امارات بر جزاير سهگانه چيست؟ و آيا اين ادعا ميتواند غير از وحشت آنان از زلزلهاي كه انقلاب اسلامي بر حكومتهاي قرون وسطايي و غيرقانوني آنها انداخته است علت ديگري داشته باشد؟ تمامي دولتهاي يادشده با دخالت مستقيم قدرتهاي استكباري شكل گرفتهاند و مردم كمترين دخالتي در تعيين دولت، سياستگذاريها و تصميمسازيهاي آن نداشته و ندارند. از سوي ديگر تمامي دولتهاي عضو اين شورا در ميان مردم خود به همكاري با رژيم صهيونيستي ـ و دستكم بيتفاوتي در مقابل جنايات اين رژيم عليه مردم مظلوم فلسطين ـ متهم هستند. حاكمان دولتهاي ياد شده به خوبي ميدانند كه در عصر بيداري اسلامي ـ با الگوي انقلاب اسلامي ـ حاكميت يك خانواده بر سرنوشت مردم و غارت ذخاير ملي، امكان پذير نيست و از آنجا كه لرزه منجر به فروپاشي رژيمهاي غيرقانوني خود را ناشي از الگوي جمهوري اسلامي ايران ميدانند ـ و در اين مورد حق دارند! ـ دشمني با ايران اسلامي را به عنوان يكي از اهداف استراتژيك خود برگزيدهاند... و چه گزينش خطرناكي، نه براي ايران، كه براي ادامه حاكميت خودشان.

